|
ای آرزوی من تو همان بخت قشنگ من هستی
که از دیار دوری آمده ای و پرپر زنان
به کلبه ی قلب من پر کشیده ای
ای کبوتر عشق آمدنت را به
بام قلبم خوش آمد می گویم
و در کلبه ی قلبم مهمانی می دارم همانند
من یک آشیانه گرم
و پرواز محبت ندیده ای و دل
بی تاب من با دیدنت
آرام می گیرد بدان که اگر هزار بار
مرا قطعه قطعه کنند
تو را فراموش کنم هرگز چنین نخواهم کرد
زیرا در دریای عشق و محبت تو گرفتار شده ام
و رهایی از این امواج خروشان عشق تو
کاریست نا ممکن بی تو هرگز
فردایی نخواهم داشت
و فقط با یاد و نام تو زنده ام
ای مونس تنهایی هایم
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 19:4 توسط فاطمه
|
|
||